وابستگی عفاف و حجاب از نظر استاد شهید مرتضی مطهری

وابستگی عفاف و حجاب از نظر استاد شهید مرتضی مطهری

 

برگرفته از کتاب «مسئله حجاب» متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

ریشه بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افکار و عقاید آنان باید جستجو کرد. فکر این نسل از نظر مذهبی آنچنانکه باید رهنمایی نشده است و از این نظر فوق العاده نیازمند است.

لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است. در خود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است. پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است، همچنانکه عدم جو از خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهر آن است.

تاریخچه حجاب:

قدر مسلم این است که قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است. تا آنجا که من در کتابهای مربوطه خوانده ام در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله اسلام در عرب پیدا شده است.

به هر حال آنچه مسلم است این است که قبل ازاسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست، اما اینکه حدود حجاب اسلامی با حجابی که در ملل باستان بود یکی است یانه، و دیگر اینکه علت و فلسفه ای که از نظر اسلام حجاب را لازم می سازد همان علت و فلسفه است که در جاهای دیگر جهان منشأ پدید آمدن حجاب شده است.

علت پیداشدن حجاب

علت وفلسفه پیدا شدن حجاب چیست؟ چطور شد که در میان همه یا بعضی ملل باستان پدید آمد؟ اسلام که دینی است که در همه دستورهای خویش فلسفه و منظوری دارد چرا ورودی چه مصلحتی حجاب را تائید و یا تاسیس کرد؟

مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند. در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالبا این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است. ما مجموع آنها را ذکر می کنیم.

1-   میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)

2-   عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)

3-   پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)

4-   حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی)

5- عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد، بعلاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی)

علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدایش حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنرا به نام علت حجاب ذکر کرده اند یا فرضا در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیراسلامی تاثیر داشته است در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت وفلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده، نبوده است.

 

حجاب وعفاف از دیدگاه شهید مطهری

 

 

 

عفاف و حجاب از دیدگاه شهید مطهری

با گذشت ۳۰ سال از انقلاب اسلامی ایران، حجاب در کشور هنوز جایگاه خوبی ندارد و با مشکلات فراوانی روبروست؛ به نظر می رسد برای رسیدن به جایگاه واقعی حجاب و نهادینه شدن آن، به همسویی و وحدت عمل مؤسسات و ادارات، بخصوص رسانه ها و مراکز آموزشی نیاز باشد تا با تبیین مبانی و هدف حجاب به این مهم دست یابند.

رعایت قوانین اسلامی از جمله حجاب از مسائل مهم یک جامعه اسلامی است؛ این در حالی است که امروزه جامعه ما شاهد رواج بدحجابی و از هم گسیختگی این اصل دینی شده است و مستکبران جهانی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی با انواع حیله ها و توطئه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی سعی در براندازی آن داشته اند.

به طوری که با مایوس شدن از ضربه زدن سریع به انقلاب، به فکر براندازی آن در بلندمدت افتادند و با اشاعه و گسترش فساد، بدحجابی، بی بند و باری و مصرف گرایی، در جهت نابودی نیروهای جوان جامعه و در ادامه نابودی جامعه و انقلاب تلاش کردند.

برای مبارزه با این شبیخون فرهنگی باید کارهای اساسی و فرهنگ سازی مستمر و موثر در جامعه صورت گیرد؛ در این راستا راه حل صحیح مقابله با بدحجابی، شناخت اصول و مبانی آن و ترویج باورهای صحیح در جامعه است، بنابراین ضروریست که اندیشه بزرگانی همچون استاد شهید مرتضی مطهری در راس برنامه ریزی های مسئولان فرهنگی جامعه و بخصوص دانشگاه ها قرار گیرد.

شهید مطهری معتقد است کلمه «حجاب‏» هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب؛ البته بیشتر، استعمالش به معنى پرده است.

این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى‏دهد که پرده، وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت، هر پوششى حجاب نیست و آن پوششی «حجاب‏» نامیده مى‏شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

در دستورى که امیرالمومنین علی علیه السلام به مالک اشتر نوشته است، مى‏فرماید: «فلا تطولن احتجابک عن رعیتک‏» (۲) یعنى در میان مردم باش، کمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان کن؛ حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند، بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعیفان و بیچارگان بتوانند نیازمندی ها و شکایات خود را به گوش تو برسانند و تو نیز از جریان امور بى اطلاع نمانى.

بر اساس نظریه شهید مطهری پوششی که اسلام براى زنان مقرر کرده، بدین معنى نیست که از خانه بیرون نروند و زندانى کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست؛ البته در برخى از کشورها مثل ایران قدیم و هند چنین چیزهایى وجود داشته، ولى در اسلام وجود ندارد.

پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمایى نپردازد؛ آیات مربوطه همین معنى را ذکر مى‏کند و فتواى فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذکر خواهیم کرد.

در آیات مربوطه لغت «حجاب‏» به کار نرفته است؛ آیاتى که در این باره هست، چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب، حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذکر کرده،‏ بدون آن که کلمه «حجاب‏» را به کار برده باشد.

آیه‏اى که در آن کلمه «حجاب‏» به کار رفته، مربوط است‏ به زنان پیغمبر اسلام؛ مى‏دانیم که در قرآن کریم درباره زنان پیغمبر دستورهاى خاصى وارد شده است و اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز مى‏شود: یا نساء النبى لستن کاحد من النساء یعنى شما با سایر زنان فرق دارید.

اسلام عنایت ‏خاصى داشته است که زنان پیغمبر، چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان، در خانه‏هاى خود بمانند و در این جهت، ‏بیشتر منظورهاى اجتماعى و سیاسى در کار بوده است. قرآن کریم صریحا به زنان پیغمبر مى‏گوید: و قرن فى بیوتکن یعنى در خانه‏هاى خود بمانید.

هدف اسلام این بوده که «امهات المؤمنین‏» که خواه ناخواه احترام زیادى در میان مسلمانان داشتند، از احترام خود سوءاستفاده نکنند و احیانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سیاسى و اجتماعى واقع نشوند؛ چرا که یکى از امهات المؤمنین (عایشه) از این دستور تخلف کرد و ماجراهاى سیاسى ناگوارى براى جهان اسلام به وجود آورد؛ خود او همیشه اظهار تاسف مى‏کرد و مى‏گفت دوست داشتم فرزندان زیادى از پیغمبر مى‏داشتم و مى‏مردند، اما به چنین ماجرایى دست نمى‏ زدم.

به نظر می رسد سر اینکه زنان پیغمبر بعد از آن حضرت از ازدواج با شخص دیگرى ممنوع شدند همین باشد؛ چرا که ممکن بود شوهر بعدى از شهرت و احترام زنش سوءاستفاده مى‏کرد و ماجراها مى‏آفرید.

به هر حال آیه‏اى که در آن کلمه «حجاب‏» به کار رفته آیه‏۵۳ از سوره احزاب است که مى‏فرماید: و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب یعنى اگر از آنها متاع و کالاى مورد نیازى مطالبه مى‏کنید از پشت پرده از آنها بخواهید.

در نتیجه ضرورت رعایت حجاب در اسلام در دیدگاه شهید مطهری از یک مسئله کلی و اساسی ریشه می گیرد و برخلاف فرهنگ غرب که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد، شهید مطهری آرامش روانی، استحکام پیوند خانوادگی، استواری اجتماع و ارزش و احترام زن را نتیجه اهمیت به حجاب و عفاف عنوان می کند.

 

 

 

عفاف و حجاب در جامعه

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند.تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛      ( باقری، 1374 ٬ ص66 - 73) بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد. قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است.
 
نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است( سوره نور، آیه 60).علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.
 
با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است ومی دانیم که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست.
 
نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.( ناهید طیبی ، ص 75)

«وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یخْرُجُ إِلاَّ نَکِداًً» (سوره‎اعراف ،آیه‎ 58 و سوره‌جمعه، آیه 2)
 
 
آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینی:
1- بهداشت روانی اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسی که سبب کاهش عطش سیری ناپذیری شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت کامل زوجین. 
با
رواج بی حجابی و جلوه گری زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعی محدودیت و
پایان آزادیهای جنسی خود تلقّی میکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏ای
خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار میگیرند. این مقایسه‏ها، هوس را
دامن زده و ریشه زندگی را میسوزاند.
3- استواری اجتماعی و استیفای نیروی کار و فعالیّت‏
دختر
و پسری که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانی شوند، از تمرکز و کارآیی
آن‏ها کاسته میشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فکری و کاری
است.
4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانی او
حیا، عفاف و
حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن
سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکی از وسائل مرموز
برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را برای
محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه برای مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا
اسلام راضی به حبس، رکود و سرکوبی استعدادهای زن نیست، بلکه با رعایت عفاف
و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی
و تجاری منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه میباشد
که در صدد کام جوییهای آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این
گروه از مردان منظور است.علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که
چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور
پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایی و خودآرایی
مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچی،
همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به
خود آرایی از حس شکارچیگری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که
مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریک کننده به کار برند. این زن است
که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دل باخته و در دام
علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های
مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است". به عبارت
دیگر: جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی
از علت‏های این حکم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به
منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب
شیطانیاند نمیباشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود
زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این
کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را
میطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع
سودپرستان در نیاید. 
به یاد داشته باشیم که غریزه جنسی، نیرومند و
عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر میگردد، همچون آتش که هر چه به
آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر میشود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحی
و خواست اشباع نشدنی در میآورد. و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن
عده‏ای به همجنس بازی نشانه آشکاری از این حالت است.بنابراین رعایت نکردن
پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال
ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز میگردد و پس از مدتی باعث
دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد.در مورد مردان نیز این گونه نیست که
بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به
هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به
پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و
کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.

آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف :


حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم‌ترین فواید آن عبارت‌اند از:

الف) فایده‎ی حجاب در بُعد فردی :

یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت‎های بی‎بندوبار میان زن و مرد، هیجان‎ها و التهاب‎های جنسی را فزونی می‎بخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‎آورد. غریزه‌ی جنسی، غریزه‎ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش می‎گردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله‎ورتر می‎گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بی‎حیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده است، هجوم مردم به مسئله‌ی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسی بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایل‎اند همه‌ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیت‎هاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین می‎رود.

البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟!

پاسخ هر انسان واقع‎بین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل‎های جدیدتری از تمتّعات و بهره‎برداری‎های جنسی در آنها رواج و رسمیت می‎یابد.

یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه‎ی غرب را در مواجهه با غریزه‎ی جنسی این‎گونه توصیف کرده است:

«کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!!»(صبوری اردوباری،1366، ص 302)

ب) فایده‎ی حجاب در بُعد خانوادگی :

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده می‎گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

در جامعه‎ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را می‎سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می‎زند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره‎اش شکفتگی خود را از دست می‎دهد و روی در خزان می‎گذارد.
 
در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان‎تری از راه می‎رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه‎ای می‎دهد؛ و این مقدمه‎ای می‎شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد می‎دانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد می‎دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بی‎طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‎ها ایجاد می‎کنند.( حداد عادل، 1368 ، ص 69ـ70).

ج) فایده‎ی حجاب در بُعد اجتماعی :

بی‎حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذت‎های جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه می‎گردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافه‎های محرّک و مهیج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش می‎یابد. برخلاف نظام‎ها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیت‎های اجتماعی را با لذت‎جویی‎های جنسی درهم می‎آمیزند، اسلام می‎خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این‎گونه لذت‎ها پاک شده، و لذت‎های جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود(مطهری، 1375، ص 84ـ94).
آثار و فواید حجاب اسلامی بر گسترش امنیّت اجتماعی، بسیار است که برخی از آنها عبارتند از:

. ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه.
. جلوگیری از تهییج و تحریک جنسی و خنثی نمودن لذایذ نفسانی.
. کاهش چشمگیر مفاسد فردی و اجتماعی در جامعه اسلامی.
. حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه اسلامی.
. حضور معنوی گرایانه زنان و مردان در محیط اجتماعی.
. کاهش تقاضای مدپرستی بانوان.
. حفظ ارزش های انسانی، مانند عفت، حیا و متانت در جامعه.
. مصونیّت زنان در همه زمانها و مکانها.
. سلامت و زیبایی موقعیّت اجتماعی و فرهنگی مردان و زنان جامعه اسلامی.
. هدایت، کنترل و بهره مندی صحیح از امیال و غرایز انسانی.
. مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب.
. از بین بردن فشارهای اجتماعی نامشروع و نابهنجار.

اکنون به توضیح برخی از فواید مذکور می پردازیم تا اثبات گردد حجاب از لوازم جدایی ناپذیر و ابزارهای اولیه و پایه ای جهت برقراری مداوم امنیّت اجتماعی است.

• ایجاد آرامش روانی در افراد جامعه:

نفس آدمی دریایی از خواستنی ها و تمایلات است. زمانی که به چیزی رغبت پیدا کند همانند دریا، توفانی می شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد این دریا، رسیدن او به خواسته خویش است. لذا برای جلوگیری از چنین موقعیت مهلک و درد طاقت فرسایی، حجاب؛ داروی درمان کننده و موجد امنیّت و صفای روحی است. همانطور که یک بانوی تازه مسلمان آمریکایی می گوید: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کیفیت پوشش زنان، رابطه مستقیم و غیرقابل انکار دارد. » (صبوراردوباری٬ 1366 ٬ ص 219)

• حفظ و استیفای نیروی کار :

اسلام باالتفات ویژه به مسأله حجاب و پوشش زنان درمحیط کار می خواهدکه محیط اجتماع ازلذتهای ناهنجار جنسی،پاک شده وراه راجهت حفظ نیروی قدرتمندروحی وجسمی باحضوری معنوی در محل کاربگشاید.در مقابل،بی حجابی وبدحجابی باعث سوق دادن لذت های جنسی ازمحیط کاروکادرخانواده به اجتماع ودرنتیجه، تضعیف نیروی کارافرادجامعه وبرهم زدن امنیّت اجتماعی آنان می گردد(مطهری،1375 ، ص 94 - 84).

• مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب :

مبارزه با تهاجم فرهنگی، پدیده جدیدی نیست. در طول تاریخ بشر، جنگ فرهنگی، همیشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسی علیه السلام به جنگ فرهنگی متوسل شده گفت:

«انّی أَخافُ أنْ یُبَدِّلَ دِینَکُم أو أن یُظْهِر فی الارض الفساد»( سوره مؤمن، آیه 26)

« میترسم آیین شما رادگرگون سازدویادراین سرزمین فسادبرپانماید!»

یکی ازجنبه های مهم تهاجم فرهنگی غربی ها مبارزه با حجاب و از بین بردن امنیّت اجتماعی بوده و هست واین امرمشخصا از زمان رضاخان شروع شد. به این صورت که تحت عنوان متحدالشکل شدن، با حجاب به مبارزه برخاستند و پوشیدن لباس روحانیّت را قدغن، و مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام را نیز ممنوع کردند(هاشمی رفسنجانی، انقلاب یا بعثت جدید ، ص17).

آنها همچنین به عنوان آزادی و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترویج دادند و حجاب را مانع اصلی این آزادی حقیقی معرفی کردند و امنیّت اجتماعی افراد جامعه را به خطر انداختند.حفظ حجاب و امنیّت اجتماعی و درک رابطه مستقیم و عمیق این دو مقوله، راهکارها و فواید بسیار ارزشمندی را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب ارائه می دهند:

- باعث تبلیغ فرهنگ ناب اسلامی و تشویق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامی می گردند.

-جوانان را جهت تقویت روحیه و حفظ آرامش درونی به جای سوق دادن به محیط فحشا و اعمال مبتذل، به شرکت در فعالیت های هنری، ورزشی، فرهنگی و مذهبی رهنمون می شوند.

-حفظ حجاب نه تنها باعث ایجادامنیّت اجتماعی فراگیر می شود، بلکه جهت مبارزه باتهاجم فرهنگی، مسؤولان راازواردات کالای تجملاتی، لوازم بهداشتی وآرایشی مبتذل نهی می نماید(دهقان، ص 182 - 180).

د) فایده‎ی حجاب در بُعد اقتصادی :

استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می‎تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط این‎که خود چادر مشکی دست‌خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده می‎گردد، به گونه‎ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرح‎های جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی می‎آورند.یکی از دانشجویان محجبه درباره‌ی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:یادم می‌آید آن وقت‌ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه‌ی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمی‌شدم فردا بپوشم! احساس می‌کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانم‌ها سلب کرده بود.( اردوباری، 1366، ص 222)

علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرست‎وار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش می‎توان نام برد، که مهم‎ترین آنها عبارتند از:

ـ حفظ ارزش‎های انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.

ـ هدایت،کنترل و بهره‎مندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.

ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.
 
 
 
 
 

 اثرات حجاب

لزوم پوشیدگی زن در مقابل مرد، یکی از مسایل مهم اسلامی است که قرآن کریم نیز به آن اشاره کرده است. البته حجاب، قبل از اسلام در میان اقوام دیگر چون یهود، هندو، ایرانی و ... وجود داشته و اختصاص به اسلام ندارد. این دین مبین، تنها برای آن مرز معین کرده است. اقوام گوناگون از گذشته های دور نظرات مختلفی پیرامون مساله حجاب داشته اند. گروهی زن را به شدت محصور کرده و بعضی نیز، حجاب را مایه اسارتش دانسته اند. کتاب تاریخ تمدن در این باره می گوید: «اگر زنی با هر گروه از مردان سخن می گفت و درددل می کرد؛ یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه سخن می گفت همسایگان می شنیدند؛ شوهرش حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد». 
در ایران باستان، زنان نسبت به پدر و برادر خود نامحرم بودند. شاید در اینجا این سؤال مطرح شود که پوشش و حجاب از کجا آمده؟ آیا مردان آن را بر زنان تحمیل کرده اند یا اینکه زنان با میل خودشان انتخاب کرده اند؟ نظر دوم منطقی تر است. زیرا زنان با وجود اینکه خود را در مقابل مردان ضعیف می دیدند؛ اما جمال و زنانگی، قوت و قدرت دیگری به آنها بخشید. لذا فهمیدند اگر بدون حجاب باشند طعمه اقویا خواهند شد و تنها با حجاب است که می توانند از چنگال ایشان رهایی یابند و تنها آنها را عاشق خود نموده اما نگذارند به راحتی به عشق خود برسند؛ مگر با رسوم خاص و این خود باعث عزت بیشتر زن و محدود نگه داشتن قدرت مرد بود. پس با حجاب خود را از مهلکه شهوترانی مردان دور نگه داشتند.